|
بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد. |
ملت شریف ایران امروز وزارت کشور اعلام کرد انتخابات ریاست جمهوری را برگزار خواهد کرد. تلاش های ما در این 4 سال نتیجه داد و بالاخره این دولت کودتا در مقابل خواست شما هموطنان عزیز کوتاه آمد و تصمیم به پذیرش اراده مردم کرد. حال می خواهند نام انتخابات یازدهم را بگذارند ! مهم نیست ! مهم این است که ما همواره با توجه به اصل 27 قانون اساسی به اعتراضات خود ادامه دادیم و پیروزی نهایی از آن ماست. خرسند باشید که این به اصطلاح آدم دروغگو دیگر در این انتخابات نمی تواند شرکت کند، البته من هم نمی توان شرکت کنم چون می گویند التزام عملی به قانون اساسی و ولایت فقیه ندارم. ولی من هرگز تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نمی شوم. درست است که گفتم شورای نگهبان را قبول ندارم ولی این به اون که اونا اصل 27 رو قبول ندارند در. بگذریم! اینک که ما شهیدان زیادی در این راه داده ایم، یاد آنها را گرامی می داریم و به بازماندگان تسلیت می گوییم. لیدر های شهدای ما که هرگز در ذهن ما نخواهند مرد این 4 شهید بزرگوار هستند. 1- کورش چاقوکش - هنگام مبارزه برای آزادی در حالی که بدون هیچ محافظی و فقط با یک قمه به سمت نیروهای ضدشورش حمله می برد به شهادت رسید. 2- هوشنگ وحشی - هنگامی که می خواست وارد پایگاه نظامی بسیج شود به طرز نا جوانمردانه ای هدف گلوله نیروهای ظالم قرار گرفت و به شهادت رسید. 3- همایون شجاع - هنگامی که به همراه مقدار زیادی تی ان تی به کمک همسنگران ما آمده بود هدف گلوله دشمن فرضی قرار گرفت و به شهادت رسید. 4- کامران بی وجدان - در حالی که با چماق بر سر زنانی میزد که جرمشان با حجاب بودن بود که بر همه عیان است جرمی نا بخشودنی است باتون به سرش خورد و به درجه والای شهادت رسید. و بسیاری دیگر از دوستان و همسنگران ما که جان خود رو در طبق اخلاص گذاشتند و کشته شدند و هر فرد دیگری که توسط هر کسی در این چهار سال کشته شد و فیلم هایش منتشر گردید که بی شک توسط نیروهای ظالم بسیج کشته شده اند. باز هم می گویم من پایبند به قانون اساسی هستم. البته شورای نگهبان و ولایت فقیه را قبول ندارم و این دو به هیچوجه تناقض ندارد چون تاجزاده می گوید تناقض ندارد. یک توضیحاتی هم می دهد که من دقیقا نفهمدیم چی میگه بعدا خودش در بیانیه ای توضیح می دهد شاید شما بفهمید دوستدار و یار همیشگی شما ![]() [ پنج شنبه 11/4/88 ] [ 6:59 عصر ] [ دست به قلم ]
![]() دیشب این طبع ، بیقرار شما خواست عرض ارادتی بکند دست کم از دل شکسته ی تان واژههایم عیادتی بکند *** چشم بد دور، عمرتان بسیار کس نبیند ملالتان آقا! ما نمردیم خون دل بخوری تخت باشد خیالتان آقا! *** چیست روباه در برابر شیر؟! چه نیازی به امر یا گفته؟! تو فقط ابرویی به هم آور میشود خواب دشمن آشفته *** هست خاموشیات پر از فریاد در تو آرامشی است طوفانی «الذی انزل السکینه» تو را کرده سرشار از فراوانی *** واژهها از لبت تراویدند پرصلابت، پرعاطفه، پرشور آفریدند در دل مردم عزت، آمادگی، حماسه، حضور *** این حماسه همه ز یمن تو بود گرچه از آن مردمش خواندی رهبرا! تا ابد ولی محبوب در دل عاشقان خود ماندی *** سهم دلدادگان تو سلوی قسمتِ دشمنان تو سجیل رهبری نیست در جهان جز تو که ز امت چنین کند تجلیل *** نسل سوم چو نسل اول هست با شعف با شعور با باور جاری است انقلاب چون کوثر هان! «فصل لربک وانحر» *** گرچه در باغ سینهات داری لطفها، مهرها، محبتها گفتی اما نمیروی چو حسین تا ابد زیر بار بدعتها! *** ناگهان در نماز جمعه شهر عطر محراب جمکران گل کرد بغض تو تا شکست بر لبها ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد *** جان ایران! چه شد که جانت را جان ناقابلی گمان کردی؟! آبروی همه مسلمانان اشک ما را چرا درآوردی؟! *** جسم تو کامل است، ناقص نیست میدهد عطر یک بغل گل یاس دستت اما حکایتی دارد... رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس! حجتالاسلام جواد محمدزمانی [ سه شنبه 2/4/88 ] [ 2:13 عصر ] [ دست به قلم ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |